اوتیسم یا درخودماندگی که نام علمی درست آن «اختلال طیف اوتیسم» است، به معنای وضعیتهایی است که در آن نقص در مهارتهای اجتماعی، رفتارهای تکراری، و اختلال در گفتار و ارتباط غیرکلامی وجود دارد. معمولاً این افراد دارای نقاط قوت و تفاوتهای منحصر به فرد با دیگران هستند. باید دانست درخودماندگی تنها یک نوع مشخص ندارد، بلکه متشکل از انواع مختلفی است که تحت تأثیر عوامل ژنتیکی و محیطی متعددی قرار دارند. به همین خاطر است که از عبارت طیف برای این وضعیتها استفاده میشود که نشان دهندهی تغییرات گسترده در چالشها و نقاط قوتی است که افراد مبتلا به اوتیسم دارند.
Image credit: Wikipedia
اوتیسم یا درخودماندگی که نام علمی درست آن «اختلال طیف اوتیسم» است، به معنای وضعیتهایی است که در آن نقص در مهارتهای اجتماعی، رفتارهای تکراری، و اختلال در گفتار و ارتباط غیرکلامی وجود دارد. معمولاً این افراد دارای نقاط قوت و تفاوتهای منحصر به فرد با دیگران هستند. باید دانست درخودماندگی تنها یک نوع مشخص ندارد، بلکه متشکل از انواع مختلفی است که تحت تأثیر عوامل ژنتیکی و محیطی متعددی قرار دارند. به همین خاطر است که از عبارت طیف برای این وضعیتها استفاده میشود که نشان دهندهی تغییرات گسترده در چالشها و نقاط قوتی است که افراد مبتلا به اوتیسم دارند.
معمولاً نشانههای اوتیسم در سنین ۲ تا ۳ سالگی ظاهر میشود. در بعضی از موارد، شاید بتوان حتی در سن ۱۸ ماهگی آن را تشخیص داد. برخی از تأخیرهای تکاملی مرتبط با اوتیسم در سنین پایینتر نیز قابل تشخیص است. بهتر است والدین به محض مشاهدهی هرگونه مشکلی در این زمینه به پزشک مراجعه کنند، تا امکان تشخیص و درمان زودرس فراهم شود.
مرکز مبارزه با بیماریها (CDC) در آمریکا میزان شیوع اوتیسم را در کودکان در این کشور ۱ در ۶۸ اعلام کرده است. (البته اخیراً این برآورد افزایش یافته است.) این نرخ در پسرها ۱ در ۴۲ و در دخترها ۱ در ۱۸۹ است.
تقریباً یک سوم افراد مبتلا به اوتیسم دارای اختلالات هوشی نیز هستند. گاه ممکن است برخی اختلالات طبی و سلامتی نیز با اوتیسم همراه باشد. اینها شامل اختلالات گوارشی، تشنج، اختلالات خواب، اختلال کمبود توجه و بیشفعالی، اضطراب، و هراس هستند.
در صورتی که گفتار درمانی یا مداخلات رفتاری در سنین پایین برای کودکان مبتلا به اوتیسم شروع شود، این کودکان میتوانند امکان مراقبت از خود و مهارتهای اجتماعی و ارتباطی را به دست آورند. با آنکه برای اوتیسم درمان قطعی وجود ندارد، ولی کودکانی بودهاند که از این وضعیت بهبود یافتهاند. با این حال، خیلی از کودکان مبتلا به اوتیسم پس از رسیدن به دوران بزرگسالی نمیتوانند به طور مستقل به زندگی خود ادامه دهند. امروزه یک فرهنگ اوتیسمی ایجاد شده است که در آن برخی از افراد معتقدند که اوتیسم باید بهعنوان یک تفاوت پذیرفته شود و نباید به عنوان یک اختلال در نظر گرفته شود.
در سطح جهان برآورد میشود که حدود ۲۵ میلیون نفر مبتلا به اوتیسم هستند. در کشورهای پیشرفته شیوع آن ۱٫۵ درصد برآورد میشود. این وضعیت در پسرها ۴ تا ۵ برابر بیشتر از دخترها بروز میکند. با توجه به پیشرفت روشهای تشخیصی، امروزه میزان بروز اوتیسم رو به افزایش است، ولی معلوم نیست این افزایش فقط در رابطه با تشخیص بیشتر است، یا واقعاً میزان بروز آن بیشتر شده است.
از نظر عصبشناسی و روانشناسی نظریههای شناختی مختلفی برای توضیح سازگار بروز درخودماندگی ارائه شده است. در یک دسته از این نظریهها، بر روی کمبود در شناخت اجتماعی تأکید میشود. در برخی نظریههای دیگر، گفته میشود که پردازش غیراجتماعی یا عمومی دچار مشکل است. عموماً تشخیص اوتیسم بر مبنای رفتار صورت میگیرد؛ به عبارت دیگر، درخودماندگی با وجود کمبودهای پایدار در ارتباط و تعامل اجتماعی در زمینههای متعدد و نیز الگوهای محدود و تکراری رفتار مشخص میشود.
مهمترین هدف در درمان کودکان مبتلا به اوتیسم، کم کردن نقایص مربوطه و ناراحتی خانواده و افزایش دادن کیفیت زندگی و استقلال کارکردی فرد است. به طور کلی، افرادی که ضریب هوشی بالاتر دارند، بهتر به درمان پاسخ میدهند و پیامد بهتری در پی دارند. در هر مورد روشهای درمانی باید متناسب با شرایط کودک باشد. مهمترین منابع دخیل در درمان، خانواده و سیستم آموزشی هستند.