پژوهشگران حدس میزنند که عاملی که تا حدودی مسئول مهارتهای مغزی و حافظهی بالا در افراد مبتلا به سندروم ساوانت است، شاید نقص در توانایی آنها برای فراموش کردن باشد.
درست است که ساوانتها ظرفیت بالایی برای حافظه دارند، ولی شاید حافظه نیست که این ظرفیت را به آنها میدهد؛ شاید آنها اختلالی در سازوکار فراموش کردن دارند.
این میتواند راهگشای ایجاد داروهایی برای تقویت شناخت و حافظه باشد—و یا شاید هم داروهایی که با مهار فراموشی موجب تقویت شناخت میشوند؟
این نتیجه، به فرض که در تجربیات انسانی نیز ثابت گردد، میتواند دانشمندان را تشویق کند که داروها و میانجیهای عصبی جدیدی ایجاد کنند که قادر به تضعیف فرآیند فراموش کردن باشند.
به این ترتیب، شاید بتوان فقط برای خاطراتی که مورد نیاز است، این سازوکار عدم فراموشی را فعال کرد، بهطوریکه فرد دچار مشکلاتی که در سندروم ساوانت مشاهده میشود، نشود.