در خصوص مهارتهای مرتبط با سندروم ساوانت، علاقهی دانشمندان بهطور خاص متمرکز بر قشرهای گیجگاهی قدامی و حدقهای پیشانی چپ بوده است. بعضی بر این باورند که همهی مهارتهای ساوانتی (درخودماندگی، اکتسابی، و آسپرگر) ناشی از آسیب به این لکهی خاصی در لوب گیجگاهی چپ است. پس از آنکه نیمکرهی چپ متحمل آسیب گردید، نیمکرهی راست کنترل را بر عهده میگیرد.
در واقع، باید دانست که مغز چپ غالباً واقعیت را تحریف میکند و به افسانهپردازی میپردازد، درحالیکه مغز راست بسیار دقیقتر از مغز چپ است. اعتقاد بر این است که بهخاطر آسیبدیدگی مغز چپ، مغز راست باید زحمت بیشتری بکشد و لذا مهارتهای ساوانتی در نتیجهی آن پدید میآید.
بهعنوان مثال، یکی از ویژگیهای مغز راست آن است که بسیار هنریتر از مغز چپ است. بهطور معمول، مغز چپ این استعداد را محدود میکند و جلوی آن را میگیرد. ولی اگر مغز چپ به طریقی آسیب ببیند، ممکن است تواناییهای هنری که در مغز راست نهفته است آزاد گردد و باعث انفجار استعداد هنری گردد.
بنابراین، کلید آزادسازی مهارتهای ساوانتی ممکن است در ضعیف کردن مغز چپ باشد، بهطوریکه این مغز دیگر جلوی استعدادهای طبیعی مغز راست را نگیرد. گاهی به این امر «آسیب مغز چپ، جبران مغز راست» میگویند.