نکاتی درباره‌ی سیستم آموزشی

Words
301
Reading
2 min
Listen
Play
9y

یکی از مشکلاتی که در سیستم آموزشی ما کاملاً مشهود است، این است که بسیاری از درس‌هایی که وقت شاگردان صرف یاد گرفتن آن می‌شود، هیچ فایده‌ای برای آنها ندارد. فکرش را بکنید. مثلاً دانش‌آموزی که علاقه‌ی زیادی به ریاضیات دارد، مجبور است وقتش را صرف یاد گرفتن «جغرافیای استانی» کند. (این درسی بود که در دوران ما در دبیرستان بود. الآن شاید نباشد.) جغرافیای استانی که ما در دبیرستان خواندیم، شامل نام تعداد زیادی روستا بود که ما اصلاً تا آن زمان نشنیده بودیم و بعداً هم به دردمان نخورد.

البته طبیعی است که هر کدام از درس‌ها بر اساس دلایل چه بسا موجهی به برنامه‌ی درسی افزوده می‌شود. ولی به نظر من، باید انعطاف‌پذیری بیشتری در برنامه‌ی درسی وجود داشته باشد تا دانش‌آموزان بتوانند درس‌های مورد علاقه‌ی خود را دنبال کنند.

علاوه بر این، به نظر می‌رسد که تمرکز اصلی در آموزش باید بر روی یافتن استعدادهای نهفته‌ی کودکان و پرورش هر چه بیشتر آن باشد. درحالی‌که در واقعیت خیلی از اوقات عکس این امر اتفاق می‌افتد، به‌طوری‌که برنامه‌ی درسی و تکالیف دانش‌آموزان به گونه‌ای است که استعدادهای آنها را سرکوب می‌کند یا اینکه کاری می‌کند که دانش‌آموزان استعدادهای واقعی خود را از یاد ببرند.

این مشکلات در مقاطع تحصیلی بالاتر هم وجود دارد. یادم هست در دوران رزیدنتی وقتی با انترن‌ها کلاس داشتیم، مهم‌ترین نکته‌ای که کاملاً مشهود و قابل‌توجه بود، بی‌علاقگی شدید در میان انترن‌ها برای کارهای علمی و بالینی بود. تمرکز شدید نظام آموزشی بر آزمون‌ها و رقابت‌های بی‌معنا و بی‌حاصل سبب شده است که دانشجویان به رشته‌هایی کشیده شوند که کمتر علاقه‌ای به آن ندارند و از آن بدتر اینکه هیچ انگیزه‌ای هم برای یادگیری و کسب تجربه ندارند.

در مجموع، فکر می‌کنم اینها مشکلاتی است که که باید در نظام آموزشی به آنها توجه شود تا شاهد نتایج بهتری در آموزش نسل جوان باشیم.

نکاتی درباره‌ی سیستم آموزشی | Ecency