تا جایی که یادم میآید، من همیشه به نویسندگی علاقه داشتم. حتی قبل از آنکه به مدرسه بروم، چند تا کاغذ برمیداشتم و روی آنها داستانی کودکانه دربارهی روباه و خرگوش و این قبیل چیزها نقاشی میکردم و بعد برگهها را مانند یک کتاب داستان به هم سنجاق میکردم.
در طول سی سال گذشته تقریباً هر روز به کار نوشتن اشتغال داشتهام، ولی اکثر نوشتن من بهصورت ترجمهی کتاب بوده است و کمتر پیش آمده که از خودم مطلبی بنویسم.
اکنون استیمیت فرصت این را فراهم کرده که کار نوشتن را جدای از ترجمه دنبال کنم. در حال حاضر، هر روز حدود ۲,۰۰۰ کلمه مینویسم و موضوع اکثر مطالبی که مینویسم، چیزهایی است که به آنها علاقه دارم: مطالبی دربارهی فناوریهای آینده، برنامهنویسی، محیط زیست، رشتههای مختلف علوم عامهپسند، و امثال آن.
بعضی از مطالبی که مینویسم، ممکن است از زمرهی مطالبی باشد که اطلاعات زیادی دربارهی آنها در اینترنت یافت میشود. با این حال، تلاش من آن است که مطالب را از دیدگاه خودم بنویسم و تحلیلی شخصی از مطالب ارائه کنم. به خصوص دیدگاههایی که دربارهی آیندهپژوهی در پستها بیان میکنم، حاصل مطالعاتی است که در این زمینه داشتهام، چرا که این یکی از موضوعات بسیار مورد علاقهی من است.
در حقیقت، علاقهی من به آیندهپژوهی از کتاب «آیندهی ذهن» میچیو کاکو شروع شد که چند سال قبل آن را ترجمه کردم. البته به علت آنکه چند نفر دیگر هم کتاب را ترجمه و منتشر کردند، من از انتشار کتاب منصرف شدم، ولی همانطور که گفتم، این کتاب علاقهی زیادی برای مطالعه در زمینهی آیندهی بشر و فناوری در من ایجاد کرد. در پستهای بعدی نیز تلاش خواهم کرد مطالبی در این زمینه بنویسم.