واقعیت این است که در طول بیش از هزار سال گذشته کلمات عربی زیادی وارد فارسی شدهاند و اکنون در متنهای عادی ما شاید حدود نیمی از کلمات ریشهی عربی دارند. در سدههای اخیر هم که مراودات مردم ایران با کشورهای اروپایی گسترش یافته است، واژگان فراوانی نیز از زبانهای اروپایی به فارسی راه پیدا کرده است که خصوصاً در سالهای اخیر به علت پیشرفت فناوری با شتاب بیشتری تداوم یافته است.
از آنجا که واژگان بیگانه با ساختار صرفی زبان فارسی هماهنگی ندارند، گاه مشتقات آنها نیز وارد زبان فارسی میشود. مثلاً به همراه کلمات عربی، نشانههای جمع عربی و جمع مکسر و اسم فاعل و اسم مفعول عربی و امثال آنها نیز وارد زبان فارسی شده است.
بعضی از ادبا و نویسندگان این آمیختگی را نمیپسندند و دوست دارند که زبان سره و پاکیزهای داشته باشند و ازاینرو، فقط از کلمات فارسی استفاده میکنند. مشکل آن است که چنین متنی اصولاً برای فارسیزبانان طنین عادی ندارد و مانند یک متن کهن به نظر میرسد. شاید اگر این کار ادامه یابد، این مشکل برطرف شود و بتوان اینگونه متنها را بهعنوان متن معمولی زبان در نظر گرفت، ولی اصولاً با حذف کردن کلماتی که ریشهی خارجی دارند، بیش از نیمی از واژگان زبان حذف میشود و ممکن است توانایی زبان تحت تأثیر قرار گیرد.
شاید راه درستتر آن باشد که از کلمات خارجی که به علت استعمال زیاد در فارسی جا افتادهاند، استقبال کنیم، ولی سعی کنیم ساختارهای صرفی زبان فارسی را بر واژگان بیگانه تحمیل کنیم، تا هم غنای واژگانی زبان را حفظ کنیم و هم زایایی و ساختارهای درونی آن را.
دربارهی این موضوع در آینده هم مطالبی خواهم نوشت.