امروزه ماشینها و برنامههای هوشمند در اطراف ما فراوان است و بسیاری از کارها را برای ما انجام میدهند. نرمافزارهای هوشمند میتوانند صحبت کنند یا صحبت ما را بشنوند و درک کنند؛ میتوانند متن دستنوشته را بخوانند؛ میتوانند تصاویر را تشخیص دهند، چهره را شناسایی کنند، و امثال اینها. در واقع باید گفت که اینها نمونههایی از «هوش مصنوعی اختصاصی» هستند، اما «هوش مصنوعی عمومی» (AGI) به معنای هوش ماشینی است که بتواند تمام کارهای فکری انسان را انجام دهد. این اصطلاح تا حدودی معادل با اصطلاح «هوش مصنوعی قوی» و یا «هوش مصنوعی کامل» است. البته باید دانست که برخی از دانشمندان اصطلاح هوش مصنوعی قوی را برای مفهوم «خودآگاهی» به کار میبرند.
Image credit: pixabay.com
اکنون این سؤال مطرح است که بر اساس چه معیارهایی میتوان هوش مصنوعی عمومی را تشخیص داد؟ هیچگونه آزمایش قطعی و تعریف مشخصی برای هوش مصنوعی عمومی ارائه نشده است، ولی توافق گسترده در میان صاحبنظران بر این است که برای انجام کارهایی از قبیل تعقل و تفکر، بیان و نمایش دانش و آگاهی عُرفی، برنامهریزی، یادگیری، ارتباط از طریق زبان طبیعی، و تلفیق این مهارتها در جهت یک هدف مشخص نیاز به هوش وجود دارد.
گرچه تحقیقات در زمینهی هوش مصنوعی از اواسط دههی ۱۹۵۰ میلادی آغاز شد، ولی در آن زمان تصور بر این بود که حداکثر ظرف بیست سال امکان رسیدن به هوش مصنوعی عمومی وجود خواهد داشت. در حالی که خیلی زود مشخص شد که این تصور اشتباه بوده است و کار مشکلتر از آن است که تصور میشد.
در طول یکی دو دههی گذشته، تحقیقات در زمینهی هوش مصنوعی عمومی شدت گرفته است. در واقع، این تحقیقات تنها جزء نسبتاً کوچکی از تحقیقات هوش مصنوعی را تشکیل میدهد، زیرا اکثر تحقیقات در زمینهی هوش مصنوعی کاربردی و اختصاصی است. ولی بر اساس پیش بینی انجام شده، به نظر میرسد که در عرض چند دههی آینده میتوانیم انتظار داشته باشیم که شاهد تحقق هوش مصنوعی عمومی باشیم.
مسئلهی دیگری که در رابطه با هوش مصنوعی عمومی باید در نظر گرفته شود، قدرت پردازش کامپیوتر است. سؤال این است که برای شبیهسازی عملکرد مغز انسان چه میزان توان رایانشی مورد نیاز است؟
در مغز انسان، بهطور متوسط، یکصد میلیارد نورون وجود دارد، که هر کدام از آنها حدود ۷٬۰۰۰ اتصال سیناپسی با نورونهای دیگر دارد. تعداد سیناپسهای موجود در یک فرد بزرگسال بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ تریلیون برآورد میشود. البته باید دانست که صرفاً بر اساس تعداد نورونها و سیناپسها نمیتوان دربارهی قدرت پردازشی مغز قضاوت کرد. بهعنوان مثال، سلولهای گلیال نیز که ممکن است تعداد آنها تا ۱۰ برابر نورونها باشد، در فرآیندهای شناختی مغز دخالت دارند.
در مجموع، به نظر میرسد که ایجاد هوش مصنوعی عمومی کار سادهای نیست، ولی تحقیقات در این زمینه در جریان است و طی سالها و دهههای آینده مسلماً نتایج جالب و شگفتانگیزی حاصل خواهد شد.