اگر دربارهی تمام اشکال حیات که تا کنون بر روی زمین زیستهاند، از باکتریهای میکروسکوپی گرفته تا جنگلهای سر به فلک کشیده و دایناسورهای غولآسا، مداقه کنیم، در مییابیم که بیش از 99.9 درصد آنها نهایتاً منقرض شدهاند.
این بدان معنا است که انقراض پیامد معمول است و هماکنون نیز شرایط به شدت بر علیه ما شکل گرفته است. وقتی که سوابق فسیلی را در خاک زیر پایمان بررسی میکنیم، شواهدی از اشکال باستانی حیات را به دست میآوریم. با این حال، تنها نسبت کوچکی از آنها امروزه زنده ماندهاند. میلیونها گونه پیش از ما ظاهر شدهاند؛ روزگاری را زیر آفتاب به سر بردند، و سرانجام پژمردند و مردند. این داستان زندگی است.
هر چقدر هم دوستدار منظرهی رؤیایی و عاشقانهی غروب خورشید، بوی نسیم تازهی اقیانوس، و گرمای روزهای تابستان باشیم، یک روز همهی اینها به پایان خواهد رسید، و سیارهی ما برای انسانها غیرقابل سکونت خواهد شد. طبیعت در نهایت در مقابل ما قرار خواهد گرفت، همانطور که با تمام اشکال منقرض شدهی حیات چنین کرده است.