بهطوریکه میدانیم، بعضی از کهکشانها میلیاردها سال نوری با ما فاصله دارند. از طرف دیگر، بر اساس نظریهی نسبیت اینشتین، بالاترین سرعت ممکن در جهان، سرعت نور است. اگر اینگونه باشد، ما هرگز نخواهیم توانست به آن کهکشانها سفر کنیم. اما آیا واقعاً اینگونه است؟ آیا هیچ راهی برای سفر به دوردستها، با سرعت بالاتر از سرعت نور، وجود ندارد؟
بهعنوان مثال، در داستانهای علمی-تخیلی ایزاک آسیموف، موجوداتی با قدرت عظیم آزادانه بین کهکشانهایی که میلیاردها سال نوری از یکدیگر فاصله دارند، حرکت میکنند. آیا این امکان دارد؟
برای جواب دادن به این سؤال باید حتی از مرزهای فیزیک کوانتومی نیز فراتر برویم. چیزهایی که «کرمچاله» نامیده میشوند، ممکن است نهایتاً راه میانبری را در گسترهی فضا و زمان فراهم کنند.
اینشتین در نظریهی نسبیت عام خود نشان داد که گرانش حاصل از پیچش مکان-زمان است. گرانش حاصل از خود فضا است که دور یک شیء خم میشود. اما بافت فضا-زمان ممکن است به اندازهای کش بیاید که یک سیاهچاله ایجاد شود.
اینشتین و دانشجویش ناتان روزِن این امکان را مطرح کردند که دو سیاهچاله ممکن است مانند دوقلوهای بههمچسبیده به یکدیگر متصل باشند، بهطوریکه اگر در یک سیاهچاله بیفتید، اساساً میتوانید وارد سیاهچالهی دیگر شوید. به این ساختار، یک «کرمچاله» یا پل اینشتین-روزن میگویند. کرمچاله امکان وجود پورتالها یا دروازههایی را بین جهانها فراهم کرده است.
گرچه امروزه چنین چیزی بیشتر از تخیل به نظر نمیرسد، ولی زمانی ممکن است به راحتی با عبور از کرمچاله از یک کهکشان دوردست سر درآوریم.