بهطوریکه سیر پیشرفت علوم اعصاب و فناوریهای کامپیوتری و هوش مصنوعی نشان میدهد، احتمالاً در آینده شاهد آن خواهیم بود که امکان خواندن ذهن افراد از دور فراهم خواهد شد.
در واقع، در آیندهی قابل پیشبینی، پرسش این نیست که آیا کسی قادر خواهد بود از یک دستگاه مخفی شده در دوردست افکار ما را مخفیانه بخواند، بلکه این است که آیا ما بهطور ارادی اجازه خواهیم داد که افکارمان ضبط شود؟ در این صورت، اگر شخص بدخواهی به آن فایلها دسترسی پیدا کند، چه اتفاقی میافتد؟
وقتی که دروازهی ذهن ما به روی دیگران گشوده شود، انواع مشکلات ممکن است برای ما ایجاد شود . به عبارت دیگر، حریم خصوصی چیزی است که امروز به آن عادت داریم، ولی ممکن است در آینده از آن بیبهره باشیم.
این یک معضل اخلاقی است، چرا که ما نمیخواهیم افکارمان بر خلاف خواستمان خوانده شوند. در حقیقت، باید تعادلی برقرار شود. ذهنخوانی میتواند برای برخی معلولان و یا برای برخی بیماران ذهنی سودمند باشد، ولی برای افرادی که مایل نیستند دیگران از محتوای ذهن آنها آگاه شوند، نامطلوب خواهد بود. اینجا است که باید راهی پیدا شود که این قابلیت بهصورت مطلوب مورد استفاده قرار گیرد.