در ادامهی پستهای قبلی دربارهی خودآگاهی انسانها و حیوانات، به نظر میرسد که گرچه حیوانات ممکن است درک مشخصی از جایگاه خود در فضا داشته باشند و بعضی از آنها تا حدودی نسبت به دیگران آگاهی دارند، ولی روشن نیست که آنها به طور نظاممند برای آینده برنامهریزی کنند و درکی از «فردا» داشته باشند.
اکثر حیوانات، حتی حیوانات اجتماعی که سیستمهای لیمبیک توسعه یافته دارند، نسبت به موقعیتها (مثلاً حضور صیادان یا جفتهای بالقوه) عمدتاً با اتکا به غریزه واکنش نشان میدهند، نه از طریق برنامهریزی نظاممند برای آینده.
مثلاً اینطور نیست که پستانداران برای زمستان برنامهریزی کنند و آمادهی زمستانخوابی شوند، بلکه با کاهش دما عمدتاً از غریزهی خود پیروی میکنند. یک حلقهی بازخورد وجود دارد که زمستانخوابی آنها را تنظیم میکند.
خودآگاهی آنها تحت غلبهی پیامهایی است که از حواس آنها حاصل میشود. هیچگونه شواهدی وجود ندارد که آنها برنامهها و طرحهای مختلف را برای آماده شدن جهت زمستانخوابی به طور منظم غربال نمایند.
البته حیوانات شکارچی وقتی که از ترفند و استتار برای تعقیب یک طعمهی بیخبر استفاده میکنند، رویدادهای آینده را پیشبینی میکنند. ولی این برنامهریزی فقط محدود به غریزه و مدت شکار است. به همین ترتیب، نخستیان هم در تعبیهی برنامههای کوتاه مدت (مثلاً پیدا کردن غذا) زبردستاند، ولی هیچگونه شواهدی وجود ندارد که بیش از چند ساعت در آینده را برنامهریزی کنند.