خطاهای بینایی

parsik(62)
Published in
#brain
Words
316
Reading
2 min
Listen
Play
9y

ما با استفاده از بخش مرئی طیف الکترومغناطیس قادر به دیدن هستیم، اما بخش‌های عظیمی از طیف الکترومغناطیس برای ما کاملاً نامرئی هستند. به‌عنوان مثال، نور فروسرخ، نور فرابنفش، پرتوهایی ایکس، و پرتوهای گاما قابل رؤیت نیستند.

حسگرهایی که ما در شبکیه‌ی خود داریم، فقط می‌توانند رنگ‌های قرمز، سبز، و آبی را تشخیص دهند. این بدان معنا است که ما هرگز نمی‌توانیم رنگ‌های زرد، قهوه‌ای، نارنجی، و انواع رنگ‌های دیگر را به‌طور مستقیم ببینیم. این رنگ‌ها وجود دارند، ولی مغز ما تنها با مخلوط کردن مقادیر متفاوتی از قرمز، سبز، و آبی می‌توانند آنها را به طور تقریبی مشخص کنند. پس در واقع، ادراک فام‌ها و رنگ‌ها مختلف در مغز از طریق اختلاط سیگنال‌های قرمز، سبز، و آبی ایجاد می‌شود. برای اینکه این موضوع را بهتر بفهمید، با دقت به صفحه‌ی یک تلویزیون رنگی قدیمی نگاه کنید. تنها مجموعه‌ای از نقطه‌های قرمز، سبز، و آبی خواهید دید. تلویزیون رنگی در حقیقت یک توهم است.

جای دیگری که چشم‌هایمان ما را فریب می‌دهند، در مورد دیدن عمق است. شبکیه‌ی چشم ما دوبعدی است، ولی ادراکی که از محیط پیرامون خود داریم، به‌صورت سه‌بعدی است. در حقیقت، از آنجا که دارای دو چشم هستیم که به فاصله‌ی چند سانتی‌متر از یکدیگر قرار گرفته‌اند، لذا مغزهای چپ و راست این دو تصویر را با هم ادغام می‌کنند و حس کاذب بُعد سوم را به ما می‌دهند. در مورد اشیای دورتر، با مشاهده‌ی حرکت کردن آنها در موقع حرکت دادن سرمان، می‌توانیم فاصله‌ی آنها را حدس بزنیم. به این روش، اختلاف منظر می‌گویند.

همین اختلاف منظر گاه باعث ادراک‌های اشتباهی می‌شود. مثلاً گاهی افراد، خصوصاً بچه‌ها، حس می‌کنند ماه دنبالشان می‌آید. علت آن است که مغز در درک کردن اختلاف منظر شیئی به فاصله‌ی ماه مشکل دارد. بنا بر این، به نظر می‌رسد که گویی ماه همیشه در فاصله‌ی ثابتی «پشت سر» فرد است، ولی این فقط یک توهم است که به خاطر استفاده‌ی مغز از مسیر میانبر ایجاد می‌شود.