سیبرنتیک چیست؟

Words
241
Reading
2 min
Listen
Play
9y

در نیمه‌ی اول قرن بیستم، در کنار نظریه‌ی اطلاعات، سیبرنتیک (cybernetics) تقریباً در همان زمان و کمابیش در همان عرصه به عنوان یک علم جداگانه توسعه پیدا کرد. تعریف آن به خوبی از عنوان فرعی کتاب وینر (Wiener) با همان نام (۱۹۴۸) مستفاد می‌شود: «مطالعه‌ی کنترل و ارتباط در جانوران و ماشین‌ها».

البته خود کلمه‌ی سیبرنتیک قدمت بیشتری دارد و بیش از یک قرن قبل توسط آمپر (Ampère) (به صورت cybernétique) ابداع شده بود. این واژه از کلمه‌ی یونانی κυβερνητης گرفته شده است، که به معنای سکاندار است. کلمه‌ی لاتین gubernetes هم که در انگلیسی به “governor” تبدیل شده است، از همین کلمه سرچشمه گرفته است. گاورنر (وسیله‌ای است که سرعت یا پارامتر دیگری را در پیش‌ران اصلی یک سامانه کنترل می‌کند—ویکی‌پدیای فارسی، درایه‌ی «گاورنر»)، مانند آنچه در ماشین بخار وات (Watt) به کار رفته است، از ساز و کار بازخورد نسبتاً ساده‌ای در عملکرد خود استفاده می‌کند، و بازخورد همچنان مفهوم مهمی در سیبرنتیک محسوب می‌شود.

به نظر می‌رسد که افلاطون پیش‌تر از آن به عنوان استعاره‌ای برای حکم‌رانی در جامعه استفاده کرده است (که موضوع مورد نظر آمپر در این زمینه بود). از دیدگاه ارسطو، κυβερνητικη τεχνη، یعنی هنر سکانداری، هم متضمن فعالیت پایان‌شناسانه (هدفمند) بود و هم دانش، که همانطور که سامرهوف به آن اشاره کرده است، شاید بتوان گفت که مشخص‌ترین ویژگی ارگانیسم‌های زنده است.

طبیعی است که اطلاعات برای بررسی چگونگی اجرای کنترل و ارتباطات نقش محوری دارد، و لذا بیوانفورماتیک و سیبرنتیک تقریباً مترادف هستند.