در سالهای اخیر، علاوه بر پیشرفت روزافزون علوم کامپیوتر و نرمافزار و رشتههای علوم دادهها، یادگیری ماشینی، و هوش مصنوعی، کاربرد علوم کامپیوتر در حیطههای دیگر، از جمله در علوم زیستی، نیز افزایش گستردهای یافته است.
اصطلاح «بیوانفورماتیک»، که در فارسی معادل «زیستدادهورزی» برای آن برگزیده شده است، نخستین بار در اواسط دههی 1980 برای توصیف کاربرد دانش و فناوری اطلاعات در علوم زیستی استفاده شد. تعریف این اصطلاح در آن زمان بسیار عمومی بود، و همه چیز را از روبوتیک گرفته تا هوش مصنوعی دربرمیگرفت. بعداً، تعریف ملموستری برای بیوانفورماتیک ارائه شد: «استفاده از کامپیوتر برای بازیابی، پردازش، تحلیل، و شبیهسازی اطلاعات زیستشناختی». تعریف دیگری که از آن هم محدودتر بود، به این صورت بود: «کاربرد فناوری اطلاعات برای مدیریت دادههای زیستشناختی».
مشکلی که در ارتباط با این تعریفها وجود دارد این است که آنچنانکه باید و شاید ماهیت مرکزی اطلاعات در زیستشناسی را نشان نمیدهند. اگر واقعاً اطلاعات بنیادیترین مفهوم زیربنایی در زیستشناسی است و بیوانفورماتیک به معنای کاوش تمام نتایج و تبعات این بنیاد است، در آن صورت بیوانفورماتیک در جایگاه عالی برای تجدید توجه به پرسش مرکزی «حیات چیست؟» قرار دارد.
بنا بر این، تعریف مناسبتری برای بیوانفورماتیک به صورت زیر است: «علم چگونگی تولید، انتقال، دریافت، ذخیرهسازی، پردازش، و تفسیر اطلاعات در سیستمهای زیستشناختی»، و یا به بیان موجزتر، «کاربرد دانش اطلاعات در زیستشناسی».