رابطه‌ی حیات و اطلاعات

parsik(62)
Published in
#biology
Words
230
Reading
2 min
Listen
Play
9y

پیشگامان زیست‌شناسی ملکولی (واتسون و کریک)، با کمال اطمینان، اطلاعات را در هسته‌ی مرکزی این رشته قرار دادند. در طول دهه‌ی قبل از آن، پیشرفت‌های عظیمی در زمینه‌ی نظریه‌ی ارتباطات—علم انتقال اطلاعات—رخ داده بود. کلود شانون مقاله‌ی پیشگامانه‌اش در باره‌ی نظریه‌ی ریاضی ارتباطات را تنها چند سال قبل از کار واتسون و کریک منتشر کرد.

در این سیاق، کاملاً طبیعی به نظر می‌رسد که توالی بازهای DNA به عنوان پیامی دارای معنا در نظر گرفته شود. حتی تحول بعدی—یعنی شناسایی کد ژنتیکی که از طریق آن، توالی DNA را می‌توان به یک توالی پروتئینی تبدیل کرد—اصولاً در چارچوب زبان و مفاهیم نظریه‌ی ارتباطات صورت گرفت.

آنچه تعجب‌آور است، این است که به دنبال آن، تعاملات قوی‌تری بین این دو رشته صورت نگرفت. شاید علت این غفلت، فقدان مجموعه‌های داده‌ای وسیع و کامپیوترهای قدرتمند باشد، که بدون دسترسی به آنها، محاسبات لازم برای این کارها بسیار پرزحمت و طولانی می‌شود. بنا بر این، حالا که هر دو شرط لازم (یعنی مجموعه‌های داده‌ها و کامپیوترهای قدرتمند) تأمین شده‌اند، جای تعجب نیست که شاهد تجدید حیات کاربرد ایده‌های اطلاعات در زیست‌شناسی هستیم.

در واقع، می‌توان امیدوار بود که این تجدید حیات بالاخره منجر به ارائه‌ی پاسخی به پرسش حیاتی «حیات چیست؟» شود: به عبارت دیگر، دانش اطلاعات احتمالاً همان رشته‌ی گم‌شده‌ای است که به همراه شیمی و فیزیک که از قبل در نظر گرفته می‌شد، می‌تواند پاسخ مورد نیاز به این پرسش باشد.

رابطه‌ی حیات و اطلاعات | Ecency