آمار همواره از شاخههای مهم ریاضیات بوده است، ولی امروزه به جرئت میتوان گفت که آمار به یکی از مهمترین شاخههای ریاضیات و علوم کامپیوتر تبدیل شده است.
در یکی از پستهای قبلی که در مورد ترجمهی ماشینی صحبت کردم، اشاره کردم که تلاشهای دههی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ برای درست کردن یک سیستم نرمافزاری که قادر به ترجمهی زبان روسی به انگلیسی باشد، به نتیجهی مطلوبی نرسید.
علت این موضوع آن بود که در آن زمان تلاش شد از طریق گزارههای منطقی و روشهای استقرایی این کار انجام پذیرد. تصور محققان آن زمان بر این بود که زبان صرفاً مجموعهای از قواعد است که بر روی مجموعهای از کلمات اعمال میشود. بنابراین، فکر میکردند اگر تمام این قواعد و کلمات را به کامپیوتر بدهند، قادر خواهد بود ترجمه را انجام دهد.
معلوم شد که چنین نیست. زبان که عالیترین کارکرد فکری انسان است، به آسانی قابل تحویل به مجموعهای از قواعد نیست. به عبارت دیگر، شاید ما به آسانی بتوانیم گفتار را درک کنیم، ولی قطعاً به آسانی نمیتوانیم توضیح دهیم که چگونه این کار را میکنیم.
پس چه اتفاقی افتاده است که در سالهای اخیر سیستمهای ترجمهی ماشینی تا این حد پیشرفت کردهاند؟ جدای از تحولات سختافزاری که آن هم در این زمینه دخیل بوده است، عامل مهم دیدگاه استفاده از روشهای آماری و دادههایی کلان است.
در روشهای آماری به جای تلاش برای فهمیدن عقلانی و بیان قواعد منطقی، تلاش میشود که الگوهای آماری در دادهها پیدا شود و این مبنای تحولات شگرفی است که در سالهای اخیر در زمینهی هوش مصنوعی صورت گرفته است. بنابراین، بهطوریکه میبینید، آمار در دنیای امروز اهمیت بسیار فوقالعادهای پیدا کرده است.