همچنانکه در مطلب قبلی گفتم، به نظر من مسئلهی مهم دربارهی واژگان جدیدی که وارد زبان فارسی میشوند و بین مردم جا میافتند، زایایی و اشتقاقپذیری آنها بر اساس اصول صرفی زبان فارسی است، نه اینکه ریشهی آنها از چه زبانی است. به هر حال، زبانهای مختلف با یکدیگر بدهبستان دارند و کلمات از زبانی به زبان دیگر وارد میشوند. آنچه مهم است، این است که وارد شدن کلمات بیگانه باعث بروز آفت در ساختارهای صرفونحوی زبان نشود.
این مطلب در زبان انگلیسی به خوبی قابل مشاهده است. در زبان انگلیسی هیچگونه مخالفتی در مقابل وارد شدن کلمات از زبانهای خارجی وجود ندارد. درصد بالایی از کلماتی که در یک متن معمولی انگلیسی به کار میرود، ریشهی لاتینی و گاه یونانی دارد. اما مسئله آن است که زبان انگلیسی این کلمات را میپذیرد و برای اشتقاق واژههای جدید از آنها از قواعد صرفی خود استفاده میکند. بنابراین، با ورود کلمات خارجی، ساختار کلی زبان به آفت دچار نمیشود و آسیب نمیبیند.
در زبان فارسی نیز باید سعی کنیم برای اشتقاق کلمات از ریشههای بیگانه از قواعد زبان فارسی استفاده کنیم. مثلاً برای جمع بستن کلمات عربی بهتر است از نشانههای جمع فارسی استفاده کنیم. البته گاه جمع عربی معنای خاصی پیدا کرده که شاید به آسانی با جمع فارسی قابل بیان نباشد. مثلاً کلمهی «ملیون» به معنای ملیگرایان با پسوند جمع فارسی («ها» یا «ان») به خوبی قابل بیان نیست و معنای یک گروه سیاسی از آن مستفاد نمیشود.