عید قربان 92 اولین عیدی بود که من و شایا کنارهم بودیم و به دو خونواده سرزدیم. یادش بخیر، جوون بودیما.
منم 4 ماه شده بود اومده بودم دانشگاه گلستان. تابستان مرداد خواستگاری دوم رفتیم و بعد شهریور عقد کردیم. همه چی مثل چشم بهم زدن گذشت ئ خیلی اتفاق های خوب کنار هم داشتیم.
✏️
Hi guys, I used eSteem app PC for post in steem. Also esteem have mobile software for Android & IOS. I invite you to use eSteem
Source Link
You can use @good-karma's articles to learn more