شرکتهایی که سعی میکنند برای همهی افراد، همه چیز باشند، ناگزیر با ظهور رقبایی که قسمتهای سودآور بازار را جذب میکنند، دچار مشکل میشوند. غالباً این انحطاط جدی گرفته نمیشود، تا زمانی که دیگر دیر شده باشد.
منظور از این سخن آن است که شرکتهای خدماتی باید توجه خود را بر روی حوزههای خاصی متمرکز کنند. با این حال، این شرکتها میتوانند چندتمرکزی باشند.
لیکن برخی از شرکتهای قبلی توانستهاند به صورت مؤثری با رقبای متمرکزتر خود رقابت کنند و میتوان از تجربیات آنها درسهای زیادی را فرا گرفت. عنصر مشترک در پاسخهای رقابتی آنها به شرکتهای تازهوارد، توانایی آنها برای «چندتمرکزی» شدن است. به عبارت دیگر، آنها دیگر قصد ندارند تمام بازار را با یک سرویس خدماتی واحد پوشش دهند. بلکه برای هر قسمت بازار، یک مدل سرویس بهینهسازی شده ایجاد میکنند، به طوری که در هر مدل، سعی دارند در یک جنبه به برتری دست یابند و این مهم را به خرج عملکرد پایینتر در جنبههای دیگر عملی میکنند. رمز موفقیت در یک شرکت چندتمرکزی، داشتن مدلهای خدماتی متعدد تحت یک سقف واحد است. این مزیت غالباً به صورت خدمات مشترک است (یعنی ارائه دهندگان خدمات داخلی)، که امکان صرفهجویی مقیاس و تجربه را در سرتاسر مدلهای خدماتی به شرکت میدهد. اثربخشی ناشی از استفاده از خدمات مشترک متعدد به جای یک سرویس خدماتی واحد، میتواند تعیین کنندهی موفقیت یک شرکت چندتمرکزی باشد.