هماکنون بازارهایی هستند که طراحان بازار توانستهاند در آنها تأثیر خود را نشان دهند. بهعنوان مثال، میتوان به استخدام پزشکان جدید، برنامههای انتخاب مدرسه، و حراج طیف بسامدهای رادیویی اشاره کرد. بازارهای کار اینترنتی و بازارهای مربوط به محلهای فرود و برخاست هواپیماها در زمرهی مواردی هستند که امکان عملکرد نامطلوب در آنها وجود دارد، و لذا میتوان با استفاده از بینشهایی که از این رشتهی جدید به دست میآید، تعدیلهای لازم را در آنها انجام داد.
دو تحول مهم در اقتصاد دست به دست هم داد و رشتهی طراحی بازار را پدید آورد. یکی از آنها نظریهی بازی بود—یعنی مطالعهی «قواعد بازی» و رفتارهای راهبردی که از این مطالعه حاصل میشود. تا دههی ۱۹۹۰، این نظریه به حدی از پختگی رسیده بود که میشد واقعاً از راهنماییهای مبتنی بر آن استفاده کرد. در این زمینه، یک رشتهی دیگر هم به کمک آن آمد و آن اقتصاد تجربی بود، که ابزارهایی را برای سنجیدن میزان قابل اعتماد بودن پیشبینیهای نظریهی بازی در اختیار ما قرار داد و امکان آن را پدید آورد که طراحیهای بازار قبل از عرضه به بازارهای عملی مورد آزمایش قرار گیرند. یکی از انگیزههای اصلی در طراحی بازار، نیاز به لحاظ کردن نارساییهای بازار است.