به لطف شاخهی جدیدی در علم اقتصاد، شرکتها میتوانند در جایی که از قبل بازاری موجود نیست، بازار ایجاد کنند، یا بازاری را که عملکرد نامطلوبی دارد، اصلاح کنند.
در اقتصاد سنتی، بازار صرفاً آوردگاه عرضه و تقاضا تلقی میشود. عرصهی جدیدی در اقتصاد به نام «طراحی بازار» پدید آمده که معتقد است بازارهایی که عملکرد خوبی دارند، حاصل قواعد مفصلی هستند. به عنوان مثال، بازار سهام و بازار کار هر دو تابع نیروهای عرضه و تقاضا هستند، ولی کسی که میخواهد در یک شرکت سهام بخرد یا بفروشد، در مقایسه با یک جویای کار یا یک کارفرما، روالهای بسیار متفاوتی را طی میکند. به علاوه، بازارهای کار همه مثل هم عمل نمیکنند: مثلاً استخدام کردن یک پزشک با به خدمت گرفتن یک وکیل یا یک بازیکن حرفهای بیسبال و یا یک فارغالتحصیل فوقلیسانس تفاوت دارد.
طراحان بازار سعی دارند این تفاوتها را درک کنند و ببینند چه قواعد و روالهای خاصی موجب میشود که یک بازار خاص، خوب یا بد عمل کند. هدف آنها این است که طرز کار و شرایط مورد نیاز بازارهای خاص را بشناسند تا بتوانند زمانی که آن بازار دچار مشکل شد، آن را اصلاح کنند، و یا وقتی بازاری وجود ندارد، خودشان یک بازار درست کنند.