شاید بدانید که بیماری آلزایمر هنوز درمان قطعی ندارد. به عبارت دیگر، ضایعات ایجاد شده در مغز بیماران را هنوز نمیتوان برطرف کرد. بسیاری از کارشناسان امیدوار هستند که حدوداً تا یک دههی آینده، درمان طبی مؤثری برای آلزایمر در دسترس قرار گیرد و بتوان ضایعات این بیماری را درمان کرد و یا لااقل از پیشرفت آنها جلوگیری کرد. در هر حال، یک مسئلهی مهم آن است که بین درمان بیماری و درمان بیمار تفاوت وجود دارد. این تفاوت خصوصاً در مورد بیماران مبتلا به آلزایمر و خانوادههای آنها اهمیت بیشتری دارد.
Image credit: maxpixel.net
در حال حاضر، تنها در آمریکا بیش از ۵ میلیون نفر دچار بیماری آلزایمر هستند و کیفیت زندگی آنها و اطرافیانشان کاملاً بستگی به نحوهی درمان آنها دارد.
درمان افراد مبتلا به آلزایمر چیزی بیش از توجه کردن به وضعیت فیزیولوژیک و مرضی آنها است. در حقیقت، توجه به وضعیت روانی و اجتماعی زندگی آنها نیز از اهمیت شایانی برخوردار است. این درمان مستلزم درک کردن بیماران، داشتن همدلی با آنها، و کمک کردن به آنها در رویارویی با واکنشهای روانشناختی و عاطفی ناشی از بیماری و کمک کردن به آنها برای سازگاری با احساس از دست دادن حافظه است. بهعلاوه، لازم است که توجه شود که برخی از قابلیتهای شناختی این افراد هنوز برقرار است و باید از آن به طور کامل استفاده شود، تا ارتباط خود را با اجتماع حفظ کنند.
برای این منظور لازم است که درک کنیم که بیماری آلزایمر برای خود بیمار چه احساسی ایجاد میکند؟ مثلاً در بعضی از بیماران که در دوران فعالیت حرفهای خود به مشاغل آکادمیک و فکری اشتغال داشتهاند، فرد از اینکه نمیتواند کلمات و اصطلاحات مورد نظر را به خاطر آورد، دچار احساس سرخوردگی زیادی میشود. همین مسئله باعث میشود که این افراد بهطور کلی از حرف زدن و بیان احساسات خود خودداری کنند.
در حقیقت، کسانی که تجربهی زندگی با افراد مبتلا به آلزایمر دارند، میدانند که این بیماران همچنان اراده و معنای زندگی خود را حفظ میکنند و دوست دارند که دربارهی علایق خود با دیگران در ارتباط باشند. بههمینجهت، بههیچوجه مناسب نیست که این بیماران را تنها در جلو تلویزیون بگذاریم تا بخوابند یا تلویزیون تماشا کنند، بلکه باید سعی کنیم با آنها تعامل معنیدار داشته باشیم.