روشی که در پست قبلی شرح داده شد، نه تنها میتواند آنچه را نگاه میکنید مشخص کند، بلکه میتواند تصاویر خیالی را نیز که در ذهن شما میگذرد، تشخیص دهد.
فرض کنید از شما خواسته شده است که به مونالیزا فکر کنید. بر اساس اسکنهای امآرآی، میدانیم که با آنکه شما آن نقاشی را با چشمهایتان نگاه نمیکنید، ولی قشر بینایی مغز شما فعال خواهد شد.
این روش مغز شما را، هنگامی که دارید به مونالیزا فکر میکنید، اسکن میکند و در میان فایلهای دادهای تصاویر خود میگردد و سعی میکند نزدیکترین انطباق را پیدا کند.
هدف کل این فرآیند ایجاد یک واژهنامهی دقیق است که به شما امکان میدهد که به سرعت یک شیء در دنیای واقعی را با الگوی امآرآی مغزی آن انطباق دهید. انطباق دادن جزئیات بسیار دشوار است و سالها طول خواهد کشید، ولی بعضی از خصوصیات را به آسانی میتوان صرفاً با مرور کردن برخی عکسها خواند.