اگر چگونگی تصمیمگیری و رفتار حیوانات را مقایسه کنیم، مشاهده میکنیم که بر خلاف انسان، تصمیمگیریهای حیوانات صرفاً بر اساس حلقههای بازخورد ساده صورت میگیرد.
مثلاً این مطلب برای موشها صادق است. یک الکترود را در جلوی یک تکه پنیر قرار دهید. اگر موش بیش از حد نزدیک شود، الکترود به آن شوک خواهد داد. یک حلقهی بازخورد به موش میگوید که پنیر را بخورد ولی حلقهی دیگر میگوید که نزدیک نشود تا شوک داده نشود. با تنظیم محل الکترود، میتوانید کاری کنید که موش نوسان کند، چرا که بین دو حلقهی بازخورد متعارض گرفتار میشود.
مغز انسان این توانایی را دارد که منافع و مضار موقعیت را ارزیابی کند، ولی موش، که تحت حاکمیت دو حلقهی بازخورد متعارض قرار دارد، جلو و عقب میرود. در همین ارتباط، ضربالمثلی هست که میگوید اگر خری را بین دو عدل یونجهی مساوی قرار دهید، از گرسنگی میمیرد.