ذهن و تصمیم‌گیری

parsik(62)
Published in
#brain
Words
217
Reading
1 min
Listen
Play
9y

به‌طوری‌که در پست‌های قبلی گفتم، مدل کنونی برای خودآگاهی به این صورت است که ذهن را به‌صورت یک شرکت بزرگ با کارمندهای متعدد در نظر می‌گیرند که در آن ضمیر خودآگاه نقش مدیرعامل یا فرمانده را بر عهده دارد.

تصمیمات نهایی به وسیله‌ی مدیرعامل در مرکز فرماندهی اتخاذ می‌شود. تقریباً تمام این دیوان‌سالاری به جمع‌آوری و گرد هم آوردن اطلاعات برای مدیرعامل اختصاص دارد، و مدیرعامل تنها با رؤسای هر بخش ملاقات می‌کند. مدیرعامل تلاش می‌کند که بین تمام اطلاعات متناقضی که به مرکز فرماندهی وارد می‌شود، میانجی‌گری کند.

در این ساختار دیوان‌سالاری که برای ذهن در نظر گرفته‌ایم، مدیرعامل، که در قشر جلوپیشانی قرار دارد، باید تصمیم نهایی را بگیرد. در حالی که اکثر تصمیمات در حیوانات بر اساس غریزه گرفته می‌شود، ما انسان‌ها تصمیمات سطح بالا را با غربال کردن مجموعه‌های مختلف اطلاعات به دست آمده حواس خود اتخاذ می‌کنیم.

جریان‌های اطلاعات ماهیت سلسله‌مراتبی دارند و تنها برخی از آنها به خودآگاهی می‌رسند.

نکته‌ی جالب این است که مغز تنها حدود بیست وات توان مصرف می‌کند (به انداز‌ه‌ی توان یک لامپ کم‌نور). در واقع، اگر می‌خواست از این میزان انرژی بیشتر مصرف کند، ممکن بود بدن از کار بیفتد. یعنی اگر مغز حرارت بیشتری تولید کند، موجب آسیب بافتی می‌شود. بنا بر این، مغز به طور مداوم از مسیرهای میانبری برای حفظ انرژی استفاده می‌کند.

ذهن و تصمیم‌گیری | Ecency