در گذشته، با هر کشف جدیدی که صورت گرفته است، مدلهای جدیدی برای مغز ارائه شده است.
در ابتدا، مدلی که ارائه میشد، بهصورت آدمکی در درون مغز بود. البته این خیلی مفید نبود، چون معلوم نبود در مغز خود آدمک چه میگذرد.
بعد با اختراع دستگاههای مکانیکی، تصور میشد که مغز مانند ماشینی است که دارای چرخ و دنده است.
در اواخر قرن نوزدهم که ماشین بخار اختراع شد، باز مغز به یک ماشین بخار تشبیه شد که در آن جریانهای انرژی با یکدیگر رقابت میکنند. تصور بر این است که این مدل بر نظریهی فروید از ذهن (اید، اگو، و سوپراگو) نیز تأثیر گذاشته است.
در اوایل قرن بیستم با اختراع تلفن، مغز را به یک مرکز سوئیچینگ بزرگ تشبیه میکردند.
با ظهور ترانزیستور، بهترین تشبیه برای مغز، یک کامپیوتر بود. مغز سختافزار بود و ذهن نرمافزار آن.
جدیدترین تشبیه هم برای مغز «اینترنت» است که میلیاردها کامپیوتر را به یکدیگر متصل میکند. در این تشبیه، خودآگاهی پدیدهای است که از عمل جمعی میلیاردها نورون پدید میآید.
یکی از جدیدترین مدلهای مغز به این صورت است که آن را مانند یک شرکت بزرگ در نظر میگیرند. در این تشبیه، یک دیوانسالاری بزرگ با سلسلهمراتب قدرت وجود دارد که در آن حجم وسیع اطلاعات بین دفاتر مختلف گردش میکند. ولی اطلاعات مهم نهایتاً به دست مدیرعامل در مرکز فرمان میرسد. در آنجا تصمیمات نهایی اتخاذ میشود.