همه این ضربالمثل را شنیدهایم که «شنیدن کِی بُوَد مانندِ دیدن؟» با این حال، خیلی از چیزهایی که میبینیم، در واقع، یک توهم است. به عبارت دیگر، واقعیت همیشه آن چیزی نیست که ما میبینیم.
مثلاً وقتی که یک چشمانداز معمولی را میبینیم، برای ما مانند یک پانورامای پیوسته و فیلممانند به نظر میرسد. ولی در واقع، در میدان دید ما یک شکاف بزرگ وجود دارد که متناظر با محل قرار گرفتن عصب بینایی در شبکیه است. در محل این شکاف، امکان دید برای ما وجود ندارد. بنابراین، باید به هر جا نگاه میکردیم، این لکهی سیاه بزرگ زشت را میدیدیم. ولی در عمل اینگونه نیست. مغز ما آن چاله را پر میکند و روی آن سرپوش میگذارد، به این صورت که آن قسمت را متوسطگیری میکند. این بدان معنا است که بخشی از دید ما در حقیقت قلابی است و به وسیلهی ذهن ناخودآگاه ما برای فریب دادن ما ایجاد شده است. یعنی در هر زمان، قسمتی از منظرهی روبروی ما از دید ما پنهان است ولی مغز طوری وانمود میکند که ما میتوانیم تمام منظره را ببینیم.
علاوه بر این، ما فقط مرکز میدان دیدمان را، که گودی نامیده میشود، به روشنی میبینیم. بخش محیطی تار است، تا در مصرف انرژی صرفهجویی شود. ولی گودی مرکزی بسیار کوچک است. چشم برای اینکه با این گودی کوچک، اطلاعات هر چه بیشتری را به دست آورد، مدام به اطراف حرکت میکند. این حرکت پرشی سریع چشمان ما ساکاد (saccade) نامیده میشود.
البته مغز ما تمام این کارها را به صورت ناخودآگاه انجام میدهد و این تصور کاذب را به میدهد که میدان بینایی ما واضح و متمرکز است.