بهعنوان مثال، ممکن بگوییم: «در طول قرن گذشته، کتابهای زیادی دربارهی دستور زبان فارسی تألیف شده است.» در اینجا، با آنکه «کتابها» جمع است، ولی فعل «است» مفرد است. در واقع، اگر بگوییم «در طول قرن گذشته، کتابهای زیادی دربارهی دستور زبان فارسی تألیف شدهاند،» این طرز بیان هم در فارسی صحیح است، ولی خیلی از اوقات فعل مفرد برای فاعل جمع بیجان طبیعیتر احساس میشود.
سؤال این است که رویکرد صحیح چیست؟ آیا باید همواره برای فاعلی که جمع است، ولی دلالت بر موجود بیجان دارد، از فعل مفرد استفاده کرد؟
نکتهای که من به آن رسیدهام، این است که با آنکه در فارسی فعل مفرد برای فاعل جمع بیجان عادیتر احساس میشود، ولی در دهههای اخیر استفاده از فعل جمع برای این موارد نسبتاً بیشتر متداول شده است. بنابراین، امکان دارد که با گذشت زمان فعل جمع طبیعیتر احساس شود. از طرف دیگر، این یک موضوع ذهنی است و ممکن است بین افراد مختلف یا مناطق مختلف نیز متفاوت باشد. بنابراین، از آنجا که کاربرد فعل جمع منطقیتر به نظر میرسد، نمیتوان استعمال آن را رد کرد، هر چند که در تمام موارد نیز نمیتوان آن را تجویز کرد.
در نهایت، نتیجهی بررسی من تا اینجا این شده است که اولاً استعمال فعل مفرد برای فاعل جمع بیجان در گذشته بسیار متداول بوده است. ثانیاً، گرچه امروزه هم فعل مفرد همچنان متداولتر است، ولی با گذشت زمان بر موارد استفاده از فعل جمع در اینگونه موارد افزوده میشود و احتمالاً در آینده این روش که معقولتر هم هست، متداولتر خواهد شد.