نکتهای که من در اینجا میخواهم بیان کنم این است که ظاهراً چنین به نظر میرسد که تمام چیزهایی که در زندگی معنادار و ارزشمند هستند، در تقابل با یک نقص متناظر دارای معنا شدهاند. مثلاً فردی را که دیدگاه مادیگرایانه دارد، در نظر بگیرید. در نظر چنین فردی، پول ارزشمند است و به دست آوردن آن به زندگی معنا و انگیزه میدهد. اما این معنا و انگیزه منوط به وجود دارد شرایط بیپولی است. اگر انسانها از نظر فناوری به حدی برسند که تمام نیازهای معیشتی تمام آحاد بشر به طور کامل رفع شود (مانند آنچه در برخی داستانها و فیلمها علمی-تخیلی آینده نشان داده میشود)، در آن صورت پول معنای خود را از دست خواهد داد. بهعنوان مثال، در سریال «اورویل» که اخیراً ساخته شده است، آیندهای نشان داده میشود که در آن پول در جامعه وجود ندارد، یعنی برای مردم آن زمان، پول بیمعنا است. زیرا دستگاههایی دارند که هر مادهای (حتی چند سنگریزه) را داخل آن بگذارند، به هر شیئی که بخواهند تبدیل میشود.
در همین رابطه، از دیدگاه خیلی از افراد، ارزش اصلی در زندگی «وقت» است، نه پول. ولی با وجود آنکه عمر انسان برای او خیلی ارزشمند است، در این مورد هم به نظر میرسد که آنچه عمر را ارزشمند کرده، میرایی انسان است و در برخی داستانها و فیلمهای تخیلی میبینیم که نامیرایی منجر به افسردگی انسانها شده است.
این بحث نکات دیگری هم دارد که در پستهای بعدی به آن خواهم پرداخت.