پیدایش سرمایهداری در جوامع مدرن غربی در طول سدهی نوزدهم، و دستاندازی مداوم ارزشهای تجاری بر تمام جنبههای کردارهای فرهنگی آن جوامع، سبب شد که برخی از هنرمندان در پی گریختن از عرفها، کالاییشدگی، و راحتطلبیهای هنر «دولتی» که آن ارزشها در آن جای گرفته بود، بر آیند.
نویسندگانی همچون بودلر و فلوبر، و نقاشانی از قبیل مانه، صرف وجود خود به عنوان اعضای بورژوازی مادیگرا و جویای مقام را مشکلزا میدیدند—نفرت آنها از اینگونه ارزشها نه فقط آنها را از تشکیلات اجتماعی و هنری موجود جدا میکرد، بلکه احساس عمیقی از بیگانگی روانی را نیز دامن میزد.
گفته شده است که این بیگانگی مضاعف سرچشمهی آوانگاردیسم بوده است.